فقط عشقم هیون

فقط عشقم هیون

خانـ ه لینـ ک ایمیـ لـ پروفایـ لـ طـراح

سلام دوستان

ميدونم بچه ها دير داستان ميذارن و داستان من هم تموم شده.

من يه ترجمه ي خيليييييييييي خنده دار داخل وب مژده جون ديدم:

http://korea-mojdeh.blogfa.com

خيلي جالبه.........من كه داشتم از خنده ميمردم........شما هم بخونيد....داخل ادامه است.

درباره ي مدرسه هم كه بگم:::

معملماي خوب و سختگيري داريم......( من و تكتم)......مامان من هم معلم سوريائه........هاها......تو نمره هاش دست مي برم( شوخي كردم......سوريا احتياج به اين چيزا نداره)........خلاصه........ماهم بچه محصل شديم و رفتيم.

اين سوريا يكم اينترنتش قاط زده........دير به دير مياد نت ( البته اگه بياد)

تكتم هم مي خواد ادامه ي داستانش رو داخل وب جديد بذاره( *** هاهاهاها لو رفت)

بچه ها ما داريم يه وب جديد درست مي كنيم كه مديريتش دست خودمون باشه.

شايد متوجه اسم مهسا در قسمت نويسندگاه شده باشين........ما و مهسا اين وب رو باهم ساختيم ولي به دلايلي مهسا ديگه به اين وب نيومد و نكته ي مهمش اينه كه ما به خيلي از چيزا دست رسي نداريم...

من و تكتم ( هنوز به سوريا نگفتيم) مي خوايم يه وب داستان جديد بسازيم كه خودمون مديريتش كنيم و بتونيم نويسنده و دوستاي جديد پيدا كنيم............به محض ساخته شدن اين وب كه فكر كنم پنج شنبه مي سازمش چون آزادم......... آدرسش رو مي زنم تو اين وب و هر كس داستان هاي ما رو لايق خوندن ديد مي تونه به اون وب بياد

همتون رو دوست دارم و به خاطر طولاني شدن نيومدن بچه ها معذرت مي خوام_ بوسسسسسسسسسسس

انقدر حرف زدم يادم رفت داستان جالبه رو بذارم.........برين ادامه كه قهقهه بزنيم باهم


برچسب‌ها: ... ادامـ ه حرفـامـ ...
+ سه شنبه 16 دی 1393برچسب:ترجمه, ساعت 13:30 بـ ه قـلمـ سیما(شنگول)



طراح : صـ♥ـدفــ