خب این آقا هیون ما زن داره؟؟؟(همه با هم نه خیر)
طبق چیزی که میبینید متاسفانه باید بگم بله هیونی زن داره و زنش رو هم خیلی دوست داره(ا راست بود؟؟؟) ...............اسم بچه اش هم نداست که همه میشناسید.(بیا اونوقت میگه نگو آشغال...واقعا حقش نیست؟؟)
..
..
..
..
..
باشه باشه جدی دیگه میشم....
خب من یه سری بهتون مدرک میدم که طبق اون مدرکها معلوم میشه هیون زن ندارد
1)هیون توی جولای توی یه برنامه ی تلویزیونی اعلام کرد" که من آخرین رابطه ای که داشتم 5ماه پیش بود و آلان من با کسی دوست نیستم"
2)توی شهریور اعلام کرد" که من فعلا قصد ازدواج ندارم اما به یکی از دوستام خیلی اصرار میکنم که ازدواج کنه چون سنش از من بیشتره و اگه من مجرد بمونم مشکلی به وجود نمیاد چون من هنوز جونم"
وقتی مجری پرسید:" پس کسایی که دوست دارن با تو ازدواج کنند و داره سنشون زیاد میشه چی؟" هیون در جواب گفت:"من خواهش میکنم ازدواج کنید چون من زنهایی که باردار هستند و میان اجرای من رو بیشتر دوست دارم تا دخترهای ازدواج نکرده"
3)توی یه برنامه ی دیگه که اواخر بود و درمورد ازدواجش ازش سوال کردن گفت:"من فعلا کلی کار دارم وقتی برای ازدواج ندارم پس اصلا برنامه ی برای ازدواج هم ندارم"
خب حالا خودتون فکر میکنید که ممکنه هیون زن داشته باشه و فن کلوپش چیزی ننوشته باشه؟؟؟این یه شایعه ای بود که مث ویروس وارد وب ما شد و چون آنتی ویروس رو داشتیم دیگه رفته......(بابا ویروس کش)
بچه ها بیخیال من همیشه خبرهای مربوط به ازدواج دابل اس رو بهتون اعلام میکنم فعلا طبق آخرین کف بینی که دابل اس کرده و تو فن کلوپ هست فالگیر گفته احتمالا جونگ مین زودتر ازدواج میکنه اما فعلا که خبری از ازدواج اینا نیست(اه پس جونگی اول میره)
خب خب اگه بازم سوالی داشتید بگید تا جواب بدم اما خواهش یه مقدار روی بعضی از خبرها فکر کنید اگه بازم سوال داشتید از فاطی جون که مامانشونه بپرسی خب!!!!!
سارانگهو یارابون.............آنیو(معنیش هم نمیگم بعدا میگم آلان کار
1 و همسراشون
راستی یه مطلب که شرط میبندم اکثرتون نخوندیدن در مورده دبل اس و زندگیه اینده با همسراشون تو ادامه هست پس برو دیگه شاید چیز که در مورده همسراشونه به توام ربط داشته باشه
خب شروع میکنیم از خبر اول یه نفسه عمیق اوپا هیون قراره یه فیلمه دیگه بازی کنه اره وایـــــــــــــــــــــی حالا خبرو بخونید
یه سریال قراره ساخته بشه که kim hyun joong از گروه ss501 و
jang yonghwa از گروه C.N.Blue و Nichkhun از گروه 2PM توش بازی کنن چه سریال بشه این !
خوب ستاره ای سریال playfull kiss و برنامه we got married(یه برنامه که توش با زوجاشون میرن وزنه بزرگتره) قراره با هم یه سریال جدید بازی کنند که یه سریال کره ای ژاپنی هست و از کمپانی M-Media
فعلا اسم خاصی برای سریال تعیین نشده ولی ممکن ایت که به اسم DUBBLE Cinderella
در ۲۰ قسمت ساخته بشه که قراره بهار سال اینده در ژاپن ساخته بشه
وای من خیل خوشحالم ولی خب بهار اینده
حالا چیز که گفتم درمورده همسرایه دبل اسه اینا چند وقته پیش رفتن پیشه یه فالگیر حالا بخونید خودتون دیگه
*** گروه میخواد بدونه آلبومشون خوب فروش میره یا نه...
فالگیر : اول که آلبوم میاد بیرون خوب فروش نمی کنه و شما میاید که ناامید بشید اما یهو خیلی فروش میکنه...
مین جونگ : حالا من میخوام بدونم که آیا من میتونم اصلا ازدواج بکنم یا نه؟
مین جونگ : کدومه ما زودتر ازدواج میکنه ...
هیون جونگ : اره کدومه ما زودتر ازدواج میکنه؟
فالگیر : جون این کار یکم طول میکشه پس اونی که بیشترین عجله را داره او امتحان کنه... کدومتون بیشتر عجله داره؟
مین جونگ : اون منم...
فالگیر : پس با این حساب باید روشمونو عوض کنیم ( مدل کارت ها رو عوض میکنه)
مین جونگ: یعنی اینجوری باعث میشه زودتر نتیجه رو ببینیم؟ - پس بیاید یه نگاهی به شانس در عشق و رومانس امسال بندازیم...! چطوره ؟ این راحتره نه؟
مین جونگ تو این فرصت که فالگیر کارت ها رو بُر میزنه روی کارت های دیگه رو میخونه...
فالگیر شروع میکنه : تو خیلی زود عاشق خواهی شد...
مین جونگ : اوه ه ه ه ... پس عشق داره به من نزدیک میشه...
فالگیر : حالا حرکدومتون 3 تا کارت بردارید... از روی کارتایی بر میدارید آینده عشقیتون معلوم میشه...
مین جونگ : آه ، چرا کارتایی که من برداشتم اینجورین؟ عکساش چیزای ناامید کننده ای نشون میدند...
فالگیر : حالا من شروع میکنم ( واسه مین جونگ ) ... جفت ایده آل و دلخواهت برا ازدواج پیدا میشه اما به پای عروسی نمیکشید... تو با کسه دیگه ای که در آینده خواهی دید ازدواج میکنی
مین جونگ : ااااا... پس با عشق دومم ...
فالگیر : نفر بعدی..
کیو جونگ : من احساسه بدی دارم... به این عکسا نگاه کنید خیلی ناامید کننده اند
فالگیر : آره واقعا وحشتناک اند.. خوب برا کیو جونگ ، درمورده ازدواج ، خوب من فقط حقیقتو میگم ... بعد از اینکه ازدواج میکنید ، به احتماله زیاد طلاق میگیرید...
مین جونگ : چی میگی؟ اون قراره طلاق بگیره ؟ نتیجه ما دو تا مثله هم شده.. چجوری ممکنه...؟
فالگیر : اگر چه ممکنه از هم جدا بشید... بعد از اون با کسی ملاقات میکنی که بیشتر مناسبه تو است...
- اااا اینجوری خوب میشه پس... دلیلش چیه؟
فالگیر : خوب میشه اینجوری گفت که یه رابطه دیگه ای در بیرونه خونه داره...
مین جونگ : آآآآآ ای تخم مرغ بد... اون شخصیت ثابتی نداره که بتونه در هر حالتی شروع کنه...
- نفر بعدی...
فالگیر : ( یونگ سنگ ) پس اینجوریه... تو یه تصویر روشن هم تو عشق و هم تو ازدواج داری...
مین جونگ : اونم قراره یه عشق یا همسر دیگه ای داشته باشه؟
فالگیر : اون بهترین وضعیت رو بین این 3 تا داشته... تو با کسی ازدواج میکنی که فقط به تو توجه میکنه ، کسی که به تصمیمات و اعمال تو احترام میذاره ، کسی که به حرفات گوش میده ... اینجور که دیده میشه خبری از جدایی و طلاق وجود نداره
هیون جونگ : من یه مردنیم ، ماله من بنظر خوب نمیاد...
فالگیر : تو از اون جور آدم هایی هستی که عشقت یا همسرت را تحت فشار میذاری
هیون جونگ: یعنی من از اون جور آدم هام که محدود میکنم؟
فالگیر : حتی بعد از ازدواج بازهم به همسرت زور میگی...(این کارا بده)
هیون جونگ : چرا؟ بخاطر اینه که جلوگیری کنم از عشقبازی هاش؟(اخه کسی که باتو باشه با کی میره)
فالگیر : به هر حال همسرت اجازه نمیده که محدودش کنی...(بله همینطوره) تو خیلی ساده و زود مجذوب زن های زیبا میشی...(شما غلظ...)
هیون جونگ : آآآآآ، من زن های زیبا رو دوست دارم...(جان؟؟؟؟؟؟؟؟)
فالگیر : زنی هم که باش ازدواج میکنی خیلی زیبا خواهد بود...(این که مسلمه)
هیون جونگ : آه ، زن من خیلی خوشگله ... احتملا یه مدله...(نه نه)
چ
فالگیر : (آخر سر نوبت هیونگ جونه ) تو زمان زیادی با همسرت نخواهی بود... بعد از مدت کوتاهی که اونو میبینی سریع باهاش ازدواج میکنی...
هیون جونگ : اون معمولا آدم ها رو درست و عمیق نمیشناسه...
فالگیر : تو اول احساساتت رو بروز میدی... و با دیدن اولین احساسات اون فکر میکنی تا آخر عمر با اون خواهی بود... در واقع همسرت بیگناه و معصوم خواهد بود...
هیونگ جون : قدش بلند تر از منه؟
فالگیر : نه اتفاقا خیلی کوتاه تر از تو خواهد بود...
مین جونگ : فالگیری و دیدن آینده چیزای خیلی جدی نیستند نمی خواد جدی بگیریشون ....
فالگیر : همسرت دختر ناز و خوشگلی خواهد بود
" جونگ مین که گفت این چیزا رو جدی نگیر خودش نمیتونه دل بکنه...
خبر :
kim hyun joong چند هفته پیش در یکی از برنامه ها اعتراف کرده بود
که شب ها حتما باید بدون لباس بخوابه .
چند روز پیش هم دلیلشو اعتراف کرد
هیون جونگ گفت : دلیل این طور خوابیدن اینه که همیشه شب ها احساس بدی دارم و در خواب صدای مرد . یا شبحی را می بینم که مرا در اتاقی محاکمه می کنند .
این در هر جایی که باشم برایم اتفاق میوفته . شاید در جایی به طور عادی بخوابم ولی خواب من اصلا راحت نیست
این در ابتدا در خانه ss501 برایم اتفاق افتاد وقتی صدای مرد ناشناسی را می شنیدم. ))
او حتی در حین فیلمبرداری . صحنه ها هم احساس عجیبی داره ولی تا حالا نتونسته این احساس های بد و وحشتناکو از خودش دور کنه
این ترس زیاد عجیب نیست چون هیون حتی از ارتفاع و هوا هم می ترسه
و امیدواره که بتونه بر این ترس ها غلبه کن
اولین باری که اون دختر رو میبینه زمانی بود که همراه دوستاش
به رستوران سونده گوک میره و زمانی که هیون جونگ به طور اتفاقی
روشو برمیگردونه،اون دختر رو میبینه که پشت سرش به همراه دوستاش
نشسته،خودشو کشیده تا به لیوان برسه و همین حرکت هیون رو
جذب میکنه... و زمانی که بالاخره چشم تو چشم میشن هیون دیگه
نمیتونه به اون دختر فکر نکنه.
از همون زمان هیون جونگ به طرز عجیبی جذب اون دختر میشه و
به مدت دوسال و نیم هرروز به اون رستوران میرفته تا فقط بتونه یه
نظر اون دختر رو ببینه و در طول این همه مدت اون دختر فقط دو یا
سه بار به اونجا رفته در این مدت چون دوستای هیون از خوردن
سونده گوک خسته شده بودن واسه همین هیون جونگ موقع
رفتن به رستوران دوستاش رو عوض میکرد
در تمام مدت هیون جونگ پشت میز می نشست،و درحالیکه غذا
میخورد به این فکر میکرد که آیا اون دختر امروز میاد یانه ... و موقع
تعطیلی رستوران به مادربزرگی که مسئول رستوران بود کمک میکرد.
اون دو سه باری که تونست ببیندش واقعا احساس خوشحالی میکرد،
اما باز هم حرفی نزد و فقط از دور نگاهش کرد
اما بالاخره اون رستوران بسته شد و روز آخر هیون جونگ تادیروقت موند
و به پیرزن صاحب مغازه تو جمع کردن وسایل کمک میکرد و هیون دیگه
نتونست از طریق رستوران اون دخترو ببینه.
اما در نهایت تونست بفهمه که اون چه مدرسه ای میره،چه ساعتی
کارش تموم میشه... یه روز بارونی هم هیون از راه دور منتظر می ایسته
و چتری رو به یه پسربچه میده،وقتی اون دختر از مدرسه خارج میشه،پسر
بچه چتر رو به دختره میده اما اسمی از هیون نمی بره.
وقتی که هیون جونگ سال سوم دبیرستان میرسه ، به همراه دوست
دیگش که اون سه سال تمام عاشق اون دختر بود...قبل از اینکه به سال
چهارم برن یعنی روز 31 دسامبر بعد ازساعت 12 شب (باورتون میشه
بعد 8 سال اینقدر خوب به یاد داشته؟)
هردو به این نتیجه میرسن که نمیشه اینطوری ادامه داد و باید بالاخره
به اون دختر بگن و مهم نیست اون دختر کی رو قبول کنه در هرصورت
باید بهم تبریک بگن چون اونا باهم دوست هستن. اول دوست هیون
جونگ اعتراف کرد ولی اون دختر قبولش نکردو بعد از اون هیون جونگ
اعتراف کرد و خوشبختانه اون دختر پذیرفتش....زمانی که هیون این
حرف رو زد همچین نیشش باز شد و صورتش برق زد که انگار همین الان
قراره باهاش عروسی کنه.
هیون تصمیم گرفته بود که دوست ها و اطرافیان اون دختر رو بشناسه
و از طریق هوم پیج اون دختراطلاعات شخصی و حتی روز تولدش رو هم
میفهمه اما اینکه چطور اعتراف میکنه خب هیون جونگ از کالکت کال
(وقتی زنگ میزنی کسی که گوشی رو برمیداره باید پول رو پرداخت کنه)
با اون دختر تماس میگیره،احساسش رو میگه و میگه که اگه باهاش
دوست نشه این سال بدترین سال زندگیش خواهد بودو به نظرمیرسید
دختره از قبل میدونه وقتی هیون جونگ احساساتش رو به اون دختر
میگه اون اول میپرسه:شما؟شما کی هستین؟
اولش دختره خجالت می کشیده و بااینکه می دونسته می خواسته
هیون رو امتحان کنه و بعد میگه:خودم میدونم
هیون هم گفت:بریم یه فیلم ببینیم؟
و دختره هم قبول میکنه وباهم به سینما میرن(اووووووو چه عاشقانه؟)
در طول این مدت هیون جونگ نمی تونسته کار خاصی انجام بده اما
روزایی که دختره میگفت که ناهار نخورده،هیون جونگ خودش غذا
درست میکرد وشخصا می برد دم کلاس دختره و بهش میداد. حتی
با وحود اینکه اون یه مدرسه کاملا دخترونه بود
البته بلافاصله بعد از اون رابطشون رو شروع نکردن و تا مدتی بیشتر
سعی در آشنایی باهم داشتن
اولین بوسش هم با همون دختر بوده
اما دوستیشون فقط تا زمان اولین آلبوم دبل اس ادامه پیدا میکنه و
بعد از شروع به کار خوانندگی هیون بیشتر و بیشتر از هم فاصله
میگیرن هیون جونگ هیچ وقت درمورد دلیل اصلی جداییش نگفت...
گفت ما بجایی رسیده بودیم که بالاخره باید از هم جدا میشدیم و
گاهی اوقات بااینکه دونفر همدیگه رو دوست دارن ولی باید رابطشون
رو تموم کنن البته یکی از دلایل جدایی بخاطر فامیل های مشترکشون
بود(توی کره با فامیل مشترک نمیشه ازدواج کرد)
هیون جونگ خودش اعتقاد داره که اون زمان یه عشق واقعی داشته...
و به نظر من هم واقعا عشقش واقعی بود... مهم نیست چقدر بگذره...
هنوز وقتی از اون دختر حرف میزنه میشه ناراحتی رو تو چهرش دید...
هرچند براش یه عادت شده و دیگه بهش فکر نمیکنه ولی هنوزم اون
دختر رو دوست داره چه زمان coward که وقتی ازش پرسیدن میشد
دید که حرف زدن و به یادآوردن در اون باره براش سخته و چه زمان
break down که هنوز هم ذره ذره جزییات رو بخاطر داشت...
هیون جونگ وقتی اولین جداییش رو تجربه کرد فهمید که بین عشق
و کار ، عشق رو انتخاب میکنه چون بدون کار میتونه زندگی کنه اما
بدون عشق قادر به ادامه دادن نیست و زمان پسران فراتر از گل هم
گفت که بین عشق و دوستی، عشق رو انتخاب میکنه،مهم نیست
اون فرد دوستشه، تمام تلاشش رو میکنه که عشق اون دختر رو ماله
خودش کنه...اما نکته خنده دار درمورد *****ش اینکه هیون جونگ از
کلمات محبت آمیز استفاده نمیکرده.... وقتی میخواسته صداش کنه
خیلی راحت میگفته ... هی

برچسبها:
... ادامـ ه حرفـامـ ...